|
|
|
فهرست واژههای فارسی با ریشهٔ روسیبر اثر روابط ایران و روسیه که از دورهٔ سامانیان آغاز شده است، واژههای متعددی از زبان روسی به زبان فارسی راه یافتهاند. بعضی از این واژهها به نظر اکثر زبانشناسان ریشهٔ روسی دارند و بعضی ممکن است ریشهٔ روسی داشته باشند. بعضی از این کلمات ریشهٔ اصلیشان زبان دیگری مثل زبان فرانسوی است ولی از طریق زبان روسی به زبان فارسی وارد شدهاند. این صفحه فهرستی از واژههای فارسی با ریشهٔ روسی است.
[ویرایش] فهرست واژهها[ویرایش] واژههای مربوط به خودروهاآپارات، آفتامات، آسفالت، باک، بالانس، برزنت، بکسوات، بکسل، بنزین، پلاتین، پُلُس، تراموا، ترانزیت، ترمز، دیفرانسیل، دینام، رادیاتور، رزوه، رُل، زاپاس، ژیگلور، ساسات، شاتون، شاسی، شلنگ، فابریک، قالپاق، کاپوت، کاربراتور، کوپه (قطار)، گاراژ، لاستیک، لنت، ماشین (به معنای خودرو)، واگن [ویرایش] غذاها و مواد غذاییاملت، بیسکویت، پیراشکی، پیک (پیالهٔ مشروب)، چای، چتول (ظرف مشروب)، سوخاری، شکلات، کالباس، وانیل، ودکا، ورمیشل [ویرایش] لباسپالتو، پُرو (لباس)، جلیقه، زیگزاگ، سارافون (که از «سراپا»ی فارسی گرفته شده بوده است)، ساسون، کُرک، کِلوش (نوعی دامن زنانه)، گالش [ویرایش] حروفچینیاشپون، کلیشه، گارسه، گراور، پونت [ویرایش] کلمات دیگراپرا، آتریاد، امپراطریس، امپراتور، اوکراین، بالون، بانک، بلیط، پاگون، درشگه، راپورت، شنل، فانوسقه، فرم (در کاربرد لباس)، قرنطینه، قزاق، کالسکه، مانور، مدال، واکسیل، آرتیست، استکان (که از «دوستگانی» فارسی گرفته شده بوده است)، اسکناس، باندرول، بانکه، بایکوت، برلیان، بشکه، بیلیارد، پارتیزان، پاسور، پاکت، پُرس، پریموس، پُز، پُست (به معنی مقام اداری)، پودر، تراخم، چرتکه، چدن، چمدان(«در روسی به ظن قوی از جامهدان فارسی گرفته شده است.»[۱])، دوجین، دوش، ساخارین، سماور، سیگار، سیگارت، شابلون، شار (در بیلیارد)، شانتاژ، شانس، شماطه، شوت (فرد کندذهن)، شوکا، فامیل، فرز (دستگاه برش)، فرغون، فوتبالیست، قرنیز، کتلت، کردیت، کمپوت، کمد، گتر (نوار پارچهای)، متقال، مشتوک (فیلتر سیگار)، واکس، وان (حمام)، ویترین، نمسه (نام قدیم اتریش)، ... [ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
[ویرایش] جستارهای وابسته |